أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
433
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
باشد بخورد كه آب سرد صفرا را بنشاند و تشنگى را ببرد و بر شكر خداى باعث گرداند ابو حاتم گفت : آب سرد بوقت تشنگى شكر از ميان جان بيرون آرد و روايتى ديگر از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آنست در اين آيت كه وى گفت : هر كه را نان گندمين باشد و آب سرد و سايهء كه در وى بنشيند اين سه نعمت از جملهء آنست كه از وى سؤال كنند . ابن عبّاس گفت : از عمر خطّاب شنيدم كه : وى گفت : روزى گرمگاه بيرون آمدم رسول را ديدم بيرون آمده مرا گفت : بچه كار بيرون آمدهء ؟ - گفتم : به آنچه تو بيرون آمدهء ، ساعتى ببود ابو بكر بيرون آمد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : چه كار را بيرون آمدهء ؟ - گفت : به همان كه شما بيرون آمدهايد ، و سبب آن بود كه در خانهء هيچ سه « 1 » طعامى نبود و ايشان گرسنه بودند ساعتى بنشستند و حديث كردند آنگه رسول خداى گفت : هيچ قوّت داريد كه به اين خرماستان رويم و اشارت بخرماستان ابو الهيثم بن التّيهان « 2 » كرد ، برخاستند و به آن جا رفتند رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سه بار سلام كرد أبو الهيثم حاضر نبود أمّ الهيثم در بگشاد و گفت : يا رسول اللّه آواز تو شنيدم و جواب ندادم تا سلام زيادت كنى تا خير و بركت ما زيادت گردد ، رسول پرسيد كه : أبو الهيثم كجاست ؟ - گفت : بطلب آب رفته است همين ساعت بيايد ؛ دراى « 3 » كه هزار سلام و صلوات خداى بر تو باد ، در رفتند « 4 » و در زير درختى از درختان خرما بساط بيفكندند و ايشان بنشستند أبو الهيثم درآمد [ سخت خرّم و خوشدل گشت شاخى از خرما كه نيكوتر
--> ( 1 ) - كذا در نسخ معتمده در ليكن نسخ نو نويس : « در خانهء هيچ يكى از اين سه » و در بعضى نسخ تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « در خانهء هر سه هيچ طعام نبود » و در نسخ چاپى آن : « در خانهء هيچ طعام نبود » . ( 2 ) - « ابو الهيثم ( بفتح هاء هوّز و سكون ياء مثتّاة تحتانى و ثاء مثلثهء مفتوحه و بميم در آخر ) مالك بن التّيهان بن مالك بن عبيد بن عمرو بن عبد الاعلم بن زعوراء بن جشم بن الحارث بن الخزرج الانصارىّ » از معاريف صحابيان است و ترجمهء حال او مبسوطا در همهء كتب مربوط بذكر احوال صحابه موجود است هر كه خواهد مراجعه كند . ( 3 ) - « در آمدن » بمعنى داخل شدن است چنان كه أبو نصر فراهى ( ره ) گفته : « حقيق و جدير و قمين و حرى * سزاوار [ و ها ] گير و [ ادخل ] درآى » و در برهان قاطع گفته : « دراى بر وزن سراى امر بر درآمدن باشد يعنى بدرون آى » . ( 4 ) - يعنى داخل شدند .